چند نما از طبیعت روستای بشنو(پست ثابت)

   

 

برای دیدن چند منظره از روستای بشنو به ادامه مطلب مراجعه کنید.

 

چند نمای دیگر از طبیعت و نخلستانهای روستای بشنو ( سال 93). به ادامه مطلب مراجعه کنید.

 

 

 


ادامه مطلب

[ شنبه 1390/02/03 ] [ 12:17 بعد از ظهر ] [ حسن عیدزاده ]

[ ]

نگارش

 

ابتدایی مینویسم.

مدتهاست که در خصوص عدم توسعه شهرستان تازه تاسیس بشاگرد و چگونگی برقراری نظم و عدالت در ادارات این شهرستان فکرم را مشغول کرده بود

منطقه ای که مردم  آن در دهه های اخیر قبل و بعد از انقلاب با فقر شدید و عدم وجود امکانات اولیه رفاهی در زندگی ، حتی یک جاده خاکی رنج میبردند، سختی های متفاوتی را متحمل میشدند، تا اینکه با ظهور انقلاب  و دولت انقلابی و اسلامی مردم منطقه امیدوار شدند  تا  بلکه با روی کار آمدن دولت اسلامی و برقراری عدالت فرجی برای منطقه باشد.

خلاصه میگویم:

با گذشت زمان در انقلاب اسلامی مسئولین متوجه شدند که منطقه ای در شرق استان هرمزگان و جنوب استان  کرمان با فقر شدید و محرومیت بسیار مواجه است که نیاز اساسی به حمایت دولت را دارد، در همین گیرو دار رهبر انقلاب  حضرت امام خمینی (ره) دستور داد که (به داد بشاگرد برسین) و مسولین زیربط هم اطاعت امر کردند و دست به کار شدند، در حد سرکشی به منطقه و جویای حال مردم تا اینکه شخصی به نام حاج عبدالله والی از سوی امام مامور رسیدگی به مشکلات مردم  این منطقه میشود و ایشان هم با دایر کردن کمیته امداد در یکی از روستاهای بشاگرد شروع به فعالیت میکنند.

با روی کار آمدن دولت نهم،  بشاگرد از بخش به شهرستان ارتقاء یافت و امید مردم نسبت به خدمات رسانی مطلوب و حمایت دولت به این منطقه بیشتر شد و با خود میگفتند که با شهرستان شدن منطقه ،حمایت و خدمات دولت توسعه پیدا میکند و بشاگرد سابق با آینده متفاوت خواهد بود.

از خدمات رسانی ابتدایی سال های اخیر که  بگذریم اشاره ای کلی از زمان شهرستان شدن و خدمات رسانی  و برقراری عدالت و نظم در ادارات، در حال حاضر میکنیم.

طبق شواهد، خدمات رسانی بعضی ادارات در بشاگرد اندکی ضعیف به نظر میرسد، حال مشکل از کجاست خدا میداند. یا اینکه بودجه آنها بسیار اندک است یا اینکه ضعف مدیریت وجود دارد و یا اینکه توجه خاصی از سوی مسئولین به منطقه نمیشود که بی دلیل نیست، در این میان توجه و خدمات رسانی از سوی مسئولین بومی انتظارات بیشتری میرود.

سالهاست که بشاگرد شهرستان شده اما متاسفانه مشاهده میشود که چند تا از ادارات مهم که مردم نیاز مبرم به آنها دارند در این شهرستان تا کنون مستقر نیستند و یا بعضی از ادارت که مستقر هستند با مشکلاتی چون عدم خدمات رسانی به مردم یا عدم وجود پرسنل کافی و یا به صورت تمام وقت مستقر نیستند که همین موضوع باعث سردرگمی مردم میشود و مشکلاتی را به بار می آورد.

سی و پنج سال از عمر انقلاب اسلامی میگذر و چند سال از شهرستان شدن بشاگرد، اما  در این منطقه روستاهایی وجود دارد که تا کنون جاده خاکی ندارند و اگر بعضی هم دارند  خاکی و صعب البور هستند، که رفت وآمد مردم به سختی پیش میرود، وبحثی که همیشه به آن اشاره میشود، عدم نظارت کامل مسئولین مربوطه بر روی پروژه های در حال اجراء: مانند پروژه راه سازی جاده جاسک به گوهران و کشمیران که بیش از دو دهه از آغاز کار بر روی آن میگذرد و  تاکنون به اتمام نرسیده.و همچنین شاهکار خدمات نامناسب مخابرات شهرستان با قطعی ماهانه و هفتگی خطوط همراه اول و نورتل و روستایی و خیلی از مشکلات دیگر در این شهرستان.

موضوعی دیگر هم در رابطه با انتخاب مسئولین و مدیران اداری است.

انتخاب افراد قانون مدار و عدالت پرور و تحصیل کرده و اجتماعی،دارا بودن اصول و مبانی حاکم بر نظام اداری،حاکمیت قانون بر کلیه شئون نظام، مردم گرایی،تعمیم عدالت اداری و پرهیز از هر گونه تبعیض، کاردان،دارا بودن نگرش مردمی، در رفتار خوش رو وانتقاد پذیر ومنطقی صفت، داشتن روحیه ای شاد و مثبت، برخورداری از لحن و گفتمان خوب و بسیاری از چیزهای دیگر شرط مسئولیت پذیری است.

 از نظر مردم باید کسانی در ادارات به مدیریت یا ریاست  خصوصا ادارات کلیدی  انتخاب شوند که در وحله اول مردمی باشند ودوم اینکه پیرو قانون باشند و سوم اینکه عدالتی که در ایران از آن سخن میشود به درستی اجراء کنند وکاربلد باشند،  مشکلات و کمبودهای مردم را به درستی برسی کنند واز روابط عمومی خوبی برخوردار باشند،  وجود منطق در مدیریت و مسئولیت شرط است، هر شخص اگر تحصیلات عالیه و تجربه کافی داشته باشد، اما اگر در کار و خدمات رسانی به مردم،  منطق نداشته باشد شایسته مدیریت نیست، یک مدیر یا مسئول باید از لحن و گفتمان سخن خوبی برخوردار باشد، بیان  کردن سخن، همراه با منطق در یک مقام و مسئول هم شرط است، در هر مقامی یک مسئول باید انتقاد پذیر و پاسخگوی انتقادات و اعتراضات بجا و سازنده مردم باشد، و نباید در مقابل بلافاصله واکنش منفی و حرکات ناشایستی انجام دهد که خدا نکرده باعث ایجاد کدورت و دلخوری باشد، و باید همیشه تلاش کند که از حقوق مردم دفاع کند. ، مسئولین محترم کشوری همیشه اعلام میکنند که در کشور ما آزادی بیان وجود دارد، پس هر شهروندی میتواند انتقاد و اعتراض سازنده و بجا کند و در مواقع ضرور از حقوق خود دفاع کند، اما گاها به چشم میخورد که بعضی از مسئولین این شهرستان معنی آزادی بیان و انتقاد و اعتراض را به درستی لمس نمیکنند، و فکر میکنند همه حرفها  و انتقادات و اعتراضات را مسئولین باید بیان  کنند و مردم سکوت کنند، که این یک نوع بی قاونی و بی عدالتی تلقی میشود.

به نظر بنده واکنش در مقابل هر انتقاد و اعتراض باید با  خوش رویی و خنده همراه با منطق باشد نه اینکه با خونگرمی و حرکات و سخنان ناشایست، واکنش همراه با  منطق  و خوش رویی و خنده بسیاری از کدورتها و خصومت های شخصی را هم از بین میبرد حتی دشمنی های دیرینه،  و چه بسا وقتی یک مقام و مسئول هنگامی که مشاهده میکند یک شهروند به عنوان یک منتقد و معترض در مقابل آن ایستاده چگونه باید واکنش نشان دهد، حتما باید با خون سردی و خوشرویی و خنده و با منطق برخورد و پاسخ دهد، که این نظر شخص حقیر است.

موضوعی  دیگری هم که از سالهای گذشته و قدیم تا کنون در فرهنگ مردم بشاگرد گنجانده شده،  بحث طبقات اجتماعی و یا همان اصل و نصب است که این موضوع اگر در ادارات و ارگانهایی که وظیفه آنها خدمات رسانی به مردم است کشیده شود به نظر معضلی بزرگ به وجود می آید، اگر در ادارات شهرستان از افرادی که  همیشه صحبت از طبقات اجتماعی و ادعای اصل و نصب میکنند استفاده شود قانون و عدالت برقرار نمیشود، چون این مشکل در منطقه بشاگرد وجود دارد، نباید در بحث سمت و خدمات دهی در ادارات، صحبت از طبقات اجتماعی باشد، حال مسئول از هر طبقه ای باشد موظف به برقراری عدالت و قانون در آن ادراه و خدمات دهی به مردم است، ارباب رجوعی که برای پیگیری مشکلات خود به ادارات مراجعه میکنند حال از هر طبقه اجتماعی باشند باید به صورت یکسان و قانونی وبدون تبعیض همراه با عدالت خدمات دهی باشند. مسئولیت اصل و نصب نمشناسد، عدالت، منطق و قانون میشناسد، در اینجا لازم به ذکر است: که این یک فرهنگ بسیار اشتباه و غلطی در گذشته ی مردم بشاگرد بوده که امروزه اکثر جوانان منطقه به آن اعتقادی ندارند و میگویند هر کس با تقواتر باشد نزد خدا عزیزتر است و خداوند طبقات اجتماعی را تعین نکرده همه بنده خدا و یکسان هستیم..

آزادی بیان یعنی، انتقاد، اعتراض بجا و سازنده و دفاع از حق و حقوق شهروندی خود.


برچسب‌ها: عدالت, قانون مداری, طبقات اجتماعی, بی عدالتی, بشاگرد

[ شنبه 1393/11/04 ] [ 9:5 قبل از ظهر ] [ حسن عیدزاده ]

[ ]

تصاویری جدید از طبیعت بکر روستای بشنو

[ یکشنبه 1393/10/14 ] [ 2:19 بعد از ظهر ] [ حسن عیدزاده ]

[ ]

گلایه یک بشاگردی از دولت، مسئولین بشاگرد، و مردم سیریک

گزارشی که خبرگزاری فارس در تاریخ 6/10/93  در مورد مهاجرات اهالی دو روستای داربست بالا و پایین به شهر سیریک منتشر کردند،اینگونه بیان شده.

آقای دادعلی زاده عضو شورای شهر سردشت بشاگرد توضیحاتی در این خصوص دادند که به این شرح است: مهاجرت این افراد از سر ناچاری و نبود امکانات اولیه رفاهی در زندگی بوده و هیچ گونه جنبه مذهبی، سیاسی نداشته است.

ایشان در ادامه یادآور شدند که  از طرفی این روستاها که جزء بخش مرکزی شهرستان بشاگرد هستند هیچ راه دسترسی مستقیم به شهرستان بشاگرد ندارند و اگر فردی از اهالی این دوروستا بخواهد به  شهرستان بشاگرد بیاید باید مسیر شهرستانهای سیریک میناب بشاگرد و یا سیریک جاسک بشاگرد را طی کند.

دادعلی زاده افزود:  فاصله چند 100کیلومتری و صعب العبور بودن این دو روستا عملا بحث خدمات رسانی به این دو روستا را به مشکل مواجه کرده و به نحوی که بعد از 35 سال از گذشت انقلاب اسلامی حتی برخی از امکانات اولیه در این روستاها وجود ندارد.

اهالی و شوراهای اسلامی این دو روستا پیگیریهای فراوانی با فرماندار و بخشدار شهر سیریک برای الحاق روستاها به این شهر انجام دادند که موفق نشدند.

همان طور که این خبر در خبرگزاری ها و سایتها منتشر شد، تلاش کردیم که اطلاعات بیشتری را در این خصوص و دلیل مهاجرت از خود ساکنین این روستا تهیه کنیم و موفق شدیم که پای دردو دل یکی از آن عزیزان بشینیم.

آقای زارعی یکی از ساکنین این دوروستا که خود جزء افراد مهاجر و کوچ کننده است موضوع را اینگونه بیان میکند.

 زارعی میگوید ما در سالهای دور و دراز بعد از انقلاب اسلامی تا کنون هیچ گونه امکانات اولیه رفاهی در زندگی از سوی دولتها بهره مند نشدیم و رنج ها و سختیهای فراوانی را متحمل شده ایم و امیدوار بودیم که دولت های محترم انقلابی همان طور که امام خمینی (ره) اعلام کردند به داد بشاگرد برسید به داد ما برسند اما متاسفانه هیچ توجهی به مشکلات پیش روی ما نشد و ما همچنان با این مشکلات مواجه بودیم.

زارعی افزود پیگیریهای فراوانی را برای رفع مشکلات خود با استانداری و حتی مسئولین مربوطه در شهرستان بشاگرد انجام دادیم که متاسفانه پاسخ مثبتی نگرفتیم، همچنین مکاتبات زیادی هم با مسئولین شهر سیریک برای الحاق روستاها به این شهر انجام شد که باز هم جوابی گرفته نشد،و فقط مشاهده میکردیم که مردم همه شهرها و روستاها در حال پیشرفت و آبادانی هستند و ما همچنان عقب هستیم و بر این فکر بودیم که آینده فرزندان ما چگونه باشد آیا به همین روال پیش میرند یا خیر.

ایشان میگوید با گذشت این همه سال انتظار، و با داشتن انبوهی از مشکلات پیش رو اعم از رفاهی،اقتصادی،اجتماعی، ووو تصمیم گرفتیم که به صورت خود جوش به شهر سیریک مهاجرت کنیم و کوچ خود را آغاز  و در یک کیلومتری شهر سیریک کپرهای خود را برپا کردیم و با گذشت یک روز به شهروندان سیریکی خبر میرسد و آنها هم نارضایتی خود را اعلام و تصمیم بر تجمع و ایستادگی در مقابل ما گرفته بودند تا اجازه ندهند ما در این شهر سکونت داشته باشیم.یک روز در اول صبح مشاهده کردیم که مردم شهر سیریک از هر طرف به محل اسکان ما می آیند تا اعتراض خود را اعلام و ما را از شهر بیرون برانند که با ایستادگی مامورین امنیتی این تجمع پایان یافت، ناگفته نماند که با تجمعی که صورت گرفت دو تا از کپرهای ساخته شده مارو خراب و یکی را آتش زدند.

زارعی در ادامه گلایه  زیادی از شهروندان سیریکی داشت که اینگونه بیان کردند، ما از مردم سیریک انتظارات بیشتر از این داشتیم وفکر میکردیم شاید اجازه دهند در گوشه از شهر سیریک سکونت داشته باشیم، چرا که طبق گفته های قدیمیها، پدران  ما در قدیم با مردم سیریک رفاقت و دوستی صمیمی با هم داشتند و همیشه ما برای آنها خرما میدادیم و آنها در مقابل برای ما ماهی خشک و مواد خوراکی دیگر میدادند که در این میان رفاقت خوبی بین آنها گره خورده بود و ما فکر نمیکردیم آنان با کوچ کردن ما از بشاگرد به سیریک مخالفت کنند و اینطور با بیرحمی با من برخورد کنند. کوچ کردن ما از روی ناچاری بود و هیچ چاره ای دیگری نداشتیم که دلیلش هم مشخص بود،نبود هیچ گونه امکانات اولیه رفاهی در زندگی حتی یک جاده خاکی! به نظر این گونه برخوردها دور از منطق است.

ایشان میگوید ما نمیخواستیم شهر سیریک را  تصرف کنیم یا خدای نکرده به مذهب آنها خدشه ای وارد کنیم، از قدیم گفتند عیسی به دین خود موسی به دین خود، اما متاسفانه ما از برخوردی که ساکنین شهر سیریک با ما کردند بسیار گلایه مندیم و انتظار نداشتیم اینگونه با ما برخورد کنند و بعضی از کلمات را به زبان آورند.

ایشان در ادامه افزودند که مخالفت مردم سیریک و اجازه ندان سکونت ما به آنجا نیازی به تجمع و تفرقه افکنی و ایجاد کدورت نبود آنها میتوانستند این موضوع را از طریق فرمانداری یا بخشداری یا مسئولین دیگر رفع کنند.

گلایه دوم از دولت است، چرا که دولت ها همیشه شعار محرومیت زدایی سر میدادند خصوصا در مناطق محروم و بشاگرد،برخی از مسئولین میگفتند که ما روستایی نداریم که بدون جاده و آب و برق باشد اما حقیقت نداشت.

گلایه سوم از مسئولین شهرستان بشاگرد است، که به داد ما و فرزندان ما نرسیدند تا ما مجبور شدیم از روستاهای خود کوچ کنیم.

.

جای تاسف دارد که با گذشت بیش از 35 سال از عمر انقلاب اسلامی و با شعارهایی که مسئولین محترم خصوصا در این دولت تدبیر و امید میدهند تاکنون چنین مشکلاتی در کشور وجود داشته باشد.

[ سه شنبه 1393/10/09 ] [ 7:52 بعد از ظهر ] [ حسن عیدزاده ]

[ ]

دانش آموزان بشاگردی مسموم، اما همه چیز آرام است!

بالاخره سم شیر رایگان مدارس به جان کودکان بشاگردی هم رسید

چهارشنبه 3/10/93 بود که باخبر شدیم تعداد 18 یا 30 نفر از دانش آموزان مدرسه نصر شهر سردشت بشاگرد به علت استفاده از شیر رایگان در مدرسه مسموم شدند.

در خبرگزاری مهر تعداد نفرات مسموم شده را 18 نفر اعلام کردند که از 9 نفر آنها نمونه برداری انجام شده  و برای درمان آنها بلافاصله اقداماتی صورت گرفته.

یکی از سایت های خبری بشاگرد موضوع را اینگونه منتشر کردند که: 30 نفر از دانش آموزان مدرسه ابتدایی نصر شهر سردشت با نوشیدن شیر رایگان دچار مسمومیت و راهی بیمارستان شدند.

این سایت خبری در مطالب خود آورده که برخی از دانش آموزان که برای درمان به بیمارستان بقیه الله اعظم (عج) بشاگرد اعزام شدند و دلیل مسمومیت را نوشیدن شیر اعلام کردند.

جالب اینجاست که رئیس آموزش و پرورش هم حاضر به مصاحبه و پاسخگویی با خبرنگاران نشده.

اگر این مشکل در مدارس دیگری از شهرهای کشور بود آیا مسئولین تاکنون اینکونه سکوت میکردند و همه چیز را آرام میدیدند؟!

نه مسئولین آموزش و پرورش و نه کمیته شیر مدارس استان و مسئولین مربوطه دیگر.

[ شنبه 1393/10/06 ] [ 12:13 بعد از ظهر ] [ حسن عیدزاده ]

[ ]

متن ارسالی از یک شهروند بشاگردی

ناگفته های یک معلم بشاگردی.

 

سمیه: سمیه دختری که از همه دانش آموزان جسه ای ریزتری داشت، کلاس اول بود، و همانند اغلب کودکان بشاگردی از سوء تغذیه رنج میبرد و لاغر شده بود، از روزی که در مدرسه تغذیه و شیر رایگان توذیع میکردیم جوری دیگر شده بود، پس از چند روز توجه فهمیدم که سمیه کوچلو شیر و بسکویتش را در مدرسه نمیخوره و آن را به خانه میبرد، به رغم اینکه این کار را ممنوع کرده بودم.

آن روز با بی رحمی تمام سمیه را زیر بمباران شرح اهداف توزیع شیر رایگان در کشور گرفتم و نشستم و حسابی  باهاش حرف زدم  که باید شیر بخورد تا کلسیم بدنش تامین شود و دندان هایش و....

بالاخره مجبورش کردم که سهمیه شیر آن روزش را همانجا در جلوی من و دانش آموزان بخورد ، سمیه پاکت شیر سه گوش را برداشت و شروع به خوردن کرد ولی بعد از خوردن زورکی شیر، گریه و گریه می کرد از ته دل با نگرانی.

با دلجویی و ملاطفت علت گریه اش را پرسیدم که با تلاش فراوان بند دل کوچکش را باز کرد که برادری 8ماهه دارم ولی مادرم شیر ندارد که روزهای قبل همین پاکت شیر برای یک روزش کافی بود و از گرسنگی گریه نمی کرد اما امروز هیچ ،برادرم تا فردا گرسنه می ماند و مادرم هم شیر ندارد و در روستا دیگر شیر هم نیست.

یاد ندارم که حرفهای سمیه تمام شده یا نشده بود که هم گریه امانم نمی داد آن روز به خود و اهداف توزیع شیر و حسابی گفتم

دیگر شیر رایگان از گلویم پایین نمی رفت تا شیر در اهدافش که توزیع بود برسد .

آن روز یکی از بهترین تصمیمات را گرفتم و پاکت شیر روزانه سهمیه خود را به سمیه دادم که  به برادرش ببرد و روزها دیگر پاکت سهمیه شیر خودش را بخورد.

الان چندسالی است که به لطف و کرم دولت تدبیر امید آن تغذیه رایگان حذف شده و فقط شیر آن مانده آن هم بدون یال و کوپال

اما سالیان گذشته نحوه ی توزیع شیر در مناطق محروم و دور افتاده بسیار ضعیف و اوضاعی نامناسب داشت که گاها در رسانه ها از نرسیدن شیر رایگان به مدارس دور افتاده و شرق هرمزگان به صراحتا می گفتند

اما امسال شیر به بشاگرد نرسیده برای کودکان بشاگرد زهر شد و کودکان بشاگرد بنا به دلیلی واجب واهی از این شیر محروم شده اند

حالا من مانده ام که اوضاع سمیه ها و برادرش چگونه است،

[ شنبه 1393/10/06 ] [ 11:42 قبل از ظهر ] [ حسن عیدزاده ]

[ ]

روستایی بدون جاده و آب و برق و امکانات اولیه زندگی در بشاگرد

میحان هنزیران: این روستا در 115کیلومتری مرکز شهرستان بشاگرد شهر سردشت قرار دارد که جزء بخش گافر و پاراموند و در 35کیلومتری مرکز این بخش قرار گرفته.

مردم این روستا جاده ندارند، برق ندارند، آب لوله کشی شرب ندارند، خانه بهداشت ندارند، و بسیاری از از امکانات اولیه رفاهی زندگی ندارند. آن وقت مسئولین محترم میگویند در بشاگرد روستایی نیست که مشکل جاده، برق، و آب داشته باشد!

35سال از عمر انقلاب اسلامی میگذرد و همیشه مسئولین کشوری و استانی سخن از رفع محرومیت در کشور میزنند ،سخنی که صدای آن بلند است اما عملی در آن مشاهده نمیشود سخنی بدون عدالت، همیشه از سوی مسئولین محترم شنیده میشود که میگویند بشاگرد، بشاگرد 35 سال گذشته نیست ! یعنی بشاگرد صدرصد تغییر کرده توسعه پیدا کرده پیشرفت های چشمگیری داشته! بله بشاگرد پیشرفت کرده، پیشرفت بدون جاده، بدون برق، بدون لوله کشی آب شرب، بدون امکانات اولیه رفاهی، آیا وصیعت اما خمینی این بود که فرمودند به داد بشاگرد برسین؟!  اهالی این روستا با گذشت35 سال از انقلاب تاکنون هیچ گونه خدماتی از این نظام دریافت نکردند و فاقد هرگونه امکانات رفاهی و اولیه زندگی میباشند.

مسئولین محترمی که دم از عدالت علی میزنید آیا میدانید که زنان این روستا در روز چندیدن بار از 6 کیلومتری آب بر سر و کوله میگذارند تا به روستا برسانند؟ ! آیا میدانید که ساکنین این روستان شبها رو در تاریکی متلق و با انواع تهدید ها و خطرات جانی  سحر میکنند و خبری از روشنایی چراغ و و گرمای بخاری در فصل سرما نیست؟! آیا میدانید که کودکان این روستا آب خنگ یخچال ندارند بیاشامند و از خنکی باد کولر در فصل گرما خبری نیست؟! آیا میدانید که این زنان و مردان و کودکان از فیلم سینمایی کارتونی و سریالها و فیلمهای سینمایی و حتی اخبار کشور خبری ندارند؟! در این روستا خبری از وسیله حمل و نقل نیست، آیا میدانستید که ساکنین این روستا اگر بیمار باشند چگونه باید خود را به بیمارستان برسانند؟ بردن بیمار با حیوان  و پای پیاده به بیمارستان کارساکنین این روستاست ، استاندار محترم شما که در جلسه تودیع و معارفع فرماندار بشاگرد در سالن اجتماعی فرمانداری این شهرستان اعلام کردید در بشاگرد دیگر جایی وجود ندارد که مردم از آب ، برق، و جاده محروم باشند!  آیا این روستا جزء بشاگرد نیست؟ ! مردم این روستا نه فقط این مشکلات را متحمل میشوند بلکه بسیاری از مشکلات دیگر را تحمل میکنند که همت و تلاش  دلسوزانه همراه با عدالت مسئولین دلسوز را میطلبد.

تنها این روستان نیست که در بشاگرد مشکلاتی را اشته باشد بلکه روستاهای دیگری هم وجود دارد که مشکلاتی از قبیل این را هم دارند، گرچه مسئولین میگویند بشاگرد تغییر کرده اما هنوز بشاگرد محروم و مردم آن نسبت به سرمایه ای که کشور دارد زیر خظ فقر زندگی میکنند.

در پایان فقط یک سوال از مسئولین مربوطه میشود: اگر گاهی شبی نیمه شبی زنی باردار در این روستا دچار درد زایمان گردید چگونه بلافاصله باید آن را به بیمارستان منتقل کرد؟

[ یکشنبه 1393/09/30 ] [ 12:20 بعد از ظهر ] [ حسن عیدزاده ]

[ ]

گلایه و انتقاد از نماینده صدا و سیمای استان هرمزگان در بشاگرد

یکی از اعضا و هیئت امنای هیئت عزاداری روستای دستگرد سورگ بشاگرد از نماینده صدا و سیمای استان در بشاگرد گلایه ای  داشتند که ایشان در ادامه گلایه خود انتقادی هم کردند.

ایشان در ادامه سخنان خود فرموند که روستای دستگرد سورگ در حوزه رابسر بشاگرد از سال1375 تاکنون هرساله در ایام دهه عاشورا و در روز هفتم  محرم از اکثر هیئت های عزاداری روستاهای بشاگرد دعوت به عمل می آورد که در همایش بزرگ عاشورایی این روستا حضور پیدا کنند.

در این همایش عاشورایی که هر ساله برپا میشود حضور پر رنگ هیئت ها و دسته های عزاداری روستاهای تابع  نشانگرد عشق و دلدادگی بشاگردیها به سرور سالار شهیدان  امام حسین(ع) میباشد.همچنین در این همایش و مراسم حسینی از نماینده حوزه شرق هرمزگان در مجلس شورای اسلامی و مسئولین استانی و شهرستانی هم دعوت به عمل می آید که حضور ایشان هم باعث همراهی و هبستگی به عزاداری اباعبدالله الحسین میباشد.

آقای نظری در ادامه سخنان خود فرموندند، هر ساله این مراسم عظیم عاشورایی در روستای دستگرد سورگ در حوزه درابسر بشاگرد برگزار میشود که چیزی حدود بیش از 2000هزار نفر در روز هفتم محرم در این مراسم حضور پیدا میکنند و جای انتظار هست نماینده صدا و سیمای استان در شهرستان بشاگرد این مراسم عظیم عاشورایی را پوشش دهد که متاسفانه نماینده صدا و سیما علی رغم هماهنگیهای قبلی دو سال است که به دلایل نامعلوم از پوشش خبری این همایش بزرگ حسینی خود داری میکند.

ایشان در ادامه فرمودند که چنین مراسمات مهم و فرهنگی در منطقه نیازمند به پوشش خبری خوب و به موقع است که متاسفانه در شهرستان و روستاهای بشاگرد صدا و سیما بسیار ضعیف عمل میکند و نیازمند به نماینده ای فعال دارد.

روستای دستگرد سورگ در حوزه دابسر و در شمال بشاگرد قرار گرفته است.

[ دوشنبه 1393/09/24 ] [ 3:36 بعد از ظهر ] [ حسن عیدزاده ]

[ ]

هزینه بی رویه زایمان در بیمارستان بشاگرد.

 گزارشی که یکی از ساکنین روستای تیدر بشاگرد به ما دادند به این شرح است: ایشان با گلایه ای که از مسئولین مربوطه داشتند سخنان خود را اینگونه بیان کردند: میگوید که در مورخه20/9/93 خانم بنده برای زایمان به بیمارستان شهر سردشت مراجعه میکند و بعد زایمان طبیعی و یک شب بستری و مرخص کردن بیمار از بیمارستان، به قسمت حسابداری بیمارستان مراجعه کردیم که بیمار خود را مرخص کنیم و مسئولین حسابداری بیمارستان هزینه زایمان را 1500000هزار تومان اعلام کردند، در صورتی که در همه کشور هزینه زایمان طبیعی رایگان میباشد. ایشان میگوید ما هم بیمه تامین اجتماعی داریم و هم بیمه رفاه و یک بیمه روستایی، که با وجود این سه بیمه آنها میگویند بیمه روستایی قدیمی میباشد و اگر از بیمه رفاه نامه ای گرفته باشین چند درصدی از هزینه کاهش پیدا میکند، ایشان در ادامه میگوید ما نمیدانیم که چرا هزینه این بیمارستان بالاست، بنده هم به علت هزینه بالا از پرداخت آن معذورم و اعلام کردم که ندارم اما مسئولین بیمارستان شناسنامه خانم بنده را به عنوان ضمانت از ما گرفتند تا این مبلغ را پرداخت کنیم و بنده از مسئولین مربوطه میخواهم که اگر این هزینه غیر قانونی است پیگیر باشند و این بی عدلتی ها را از بین ببرند. از هر طرف شنیده میشود که هزینه درمان خصوصا زایمان در کشور کاهش پیدا کرده، چطور است که در بشاگرد که یک مناطق محروم است هزینه ها بالاست؟ در ادامه از ریاست شبکه بهداشت و درمان بشاگرد جناب آقالی علی مراد سوال میشود که آیا اینگونه هزینه ها واقعی میباشد؟ آیا هزینه زایمان طبیعی در بیمارستان بشاگرد رایگان نیست؟ اگر رایگان است پس علت این چیست که از ایشان این مبلغ را دریافت نموده اند؟ امیدواریم که ریاست محترم بهداشت و درمان پاسخگو باشند.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

اصلاحیه:

اصلاحیه این گزارش به این شرح است که ریاست شبکه بهداشت و درمان بشاگرد پاسخ دادند.

جناب آقای علی مراد ریاست شبکه بهداشت و درمان بشاگرد با پیگیریهای لازم پاسخ خود را اینگونه بیان کردند.

بیمار مذکور با عدم همراه هیچ بیمه ای به این بیمارستان مراجعه میکند که در هنگام تسویه حساب با پاسخ مسئولین حسابداری بیمارستان مواجه میشود. ایشان  و همراهان وی هیچ گونه بیمه ای از بیمار  به همراه ندارند، حتی بیمه ی تامین اجتماعی، و فقط بیمه ی روستایی بیمار که از دوران مجردی وی بوده را در دست و به مسئولین حسابداری میدهند که مورد قبول آنها قرار نمیگیرد و به آنها میگویند برای اصلاح دفترچه به دفتر پیشخوان دولت مراجعه کنید تا بتوانیم برای کاهش هزینه شما اقدام کنیم ، که بلافاصله آنها به دفتر پیشخوان مراجعه میکنند و مسئولین دفتر پیشخوان هم اینگونه پاسخ  به آنها میدهند و میگویند که شما باید بیمه رفاه خود را کنسل کنید تا بیمه روستایی صادر گردد و در غیر این صورت کاری نمیتوانیم انجام دهیم و با وجود چینین مشکلاتی به آنها گفته میشود که تا مدت دو الی سه روز فرصت دارین تا بیمه خود را آورده و برای کاهش هزینه ها اقدام نماییم.

در مورد هزینه هم در تمام کشور همین است وقتی شخصی هیچ بیمه ای نداشته باشد هزینه آزاد محسوب میشود و اگر بیمه ای داشته باشد رایگان  میباشد.

 

[ پنجشنبه 1393/09/20 ] [ 2:18 بعد از ظهر ] [ حسن عیدزاده ]

[ ]

مزار "بی‌بی بشناز"، زیارتگاهی‌ست که ورود آقایان به آنجا ممنوع می‌باشد.

این زیارتگاه روی تپه ای و مقابل رودخانه در  روستای تیدر حوزه گوهران، بشاگرد قرار گرفته‌است.

 

عامه مردم هم بر این اعتقادند که در روزگاران گذشته سیده‌ای با برادر خود سرگرم شبانی بوده که مردی قصد آزارشو داشته، دختر گریه می‌کند و پا به فرار می‌گذارد تا به جایگاه الان زیارتگاه می‌رسد و از شدت خستگی در همان مکان متوقف می‌شوند و دعا می‌کند که ای زمین مرا دریاب و زمین هم به خاطر پاکی و صداقتش، دهانش را باز می‌کند و آن را در دل خاک مخفی می‌کند.

در حالی که گوشه‌ای از چادرش بیرون می‌ماند. از آن زمان به بعد جایگاه فرو رفتن او در زمین، به زیارتگاه تبدیل می‌شود و پاکی و نجابت آن دختر سیده، زبانزد همگان می‌شود

در حال حاضر روی مقبره با پارچه سبز رنگ پوشیده شده و عده‌ای هم به قصد نذر و تبرک آن را می‌برند و در صورت اجابت درخواستشان، به جاش شال سبز رنگ دیگری پهن می‌کنند.

عروس و دامادهای منطقه هم به رسم موجود، روز سوم پس از ازدواج، برای دعا و درخواست خوشبختی در زندگی به زیارت این مکان می‌روند و اگر نذری به گردن داشته باشند ادا می‌کنند و برای تداوم خوشبختی در زندگی، اجناسی مانند کفش و پارچه به این مکان میبرند و بعضی هم گوسفد را برای نذورات ضبح میکنند.

[ یکشنبه 1393/09/16 ] [ 2:12 بعد از ظهر ] [ حسن عیدزاده ]

[ ]

کدام نهاد باید مشکل عدم کتابخانه بشاگرد را برطرف کند؟

             

کدام نهاد باید مشکل عدم کتابخانه بشاگرد را برطرف کند؟ انجمن کتاب خانه؟ خانه مطبوعات؟ خانه فرهنگ ؟ وزارت فرهنگ و ارشاد؟ ووو؟

کانون فکری و پرورشی کودکان و نوجوانان در بشاگرد و روستاهای آن به شدت ضعیف است، در صورتی که این کانون فکری و پرورشی دارای گسترده ترین کتابخانه های جوانان و نوجوانان و کودکان است که متاسفانه در شهرستان بشاگرد بسیار کم به این موضوع  توجه میشود.

حال در شهرستان بشاگرد ایجاد کتابخانه برای رشد فکری کودکان و نوجوانان فراموش شده یا اینکه مسئولین توجه خاصی به آن ندارند، که این امری ضروری است باید انجام شود.

حال اگر وظیفه  وزارت فرهنگ  و ارشاد است تا این معضل بزرگ را در بشاگرد ریشه کن کند پس چرا توجهی به این موضوع ندارد؟! آیا مسئولین میدانند که وجود کتابخانه هایی فعال در منطقه رشد فکری کودکان و نوجوانان را افزایش میدهد؟ آیا مسئولین مربوطه میدانند که عدم وجود کتابخانه یا نهاد های فرهنگی دیگر در منطقه  تفکرات بسیاری از جوانان را به راه های منفی و غیر اخلاقی میکشاند؟ آیا مسئولین محترم در جریان هستند که بسیاری از نوجوانان و جوانان روستاها راه پیشرفت فکری خود را فراموش  و راهایی را برای آینده خود انتخاب کرده اند که ضربه سختی به زندگی آنها وارد میشود؟ برای پیشگیری از این معضلات حال چه اقدامی باید انجام داد؟ شواهد نشان میدهد که سرانه مطالعه در بین کودکان و نوجوانان بشاگردی بسیار پایین و اندک است و به نظر میرسد وجود کتابخانه یا نهاد های فرهنگی فعال دیگر در منطقه  هم باعث رشد فکری کودکان و نوجوانان میشود و هم اطلاعات عمومی آنها در همه موارد افزایش پیدا میکند و هم راه منحرف شدن فکری آنها تا حدودی بسته میشود. موضوعی دیگر اینکه راه اندازی برنامه های فرهنگی ،اجتماعی، مانند کلاس های آموزشی و غیره که باعث رشد تفکر و روابط عمومی و اجتمایی افراد میشود در این منطقه امری ضروریست، چرا که در بسیاری از جوانان و نوجوانان مشاهده میشود روابط عمومی و اجتماعی آنها قابل رضایت نیست.

طبق گزارشی که خبرگزاری فارس منتشر کردند شهرستان بشاگرد دارای دو کتابخانه با تعداد بسیار اندک کتاب میباشد که یکی در شهر گوهران و دیگری در روستای ملکن هستند که به نظر وجود این دو در حد نام است نه در حد فعالیت مثبت.

 

 


برچسب‌ها: کتاب, کتاب خانه, بشاگرد

[ دوشنبه 1393/09/03 ] [ 3:13 بعد از ظهر ] [ حسن عیدزاده ]

[ ]

وبلاگ ندای بشاگرد 5ساله شد.

                             وبلاگ ندای بشاگرد 5ساله شد.

وبلاگ ندای بشاگرد که از 1/9/88 کار خود را آغاز کرده امروز 1/9/93 پنج ساله شد.

این وبلاگ از زمانی که کار خود را آغاز کرده هدف آن فقط منتشر کردن و انعکاس مشکلات مردم روستاها و شهرستان بشاگرد بوده و هست. و سعی دارد فریاد مردم بشاگرد را به گوش مسئولین برساند. از شهروندان بشاگردی که دلسوز بشاگرد هستند خواهشمندیم برای بهبود هر چه بهتر این وبلاگ که متعلق به همه بشاگردی ها است و انعکاس مشکلات و کم کاریها و بی عدالتی های شهرستان و روستاهای تابع همکاری لازم را به عمل آورند.

این وبلاگ از نظرات،انتقادات،پیشنهادات همه دوستان بشاگردی استقبال میکند

 

[ شنبه 1393/09/01 ] [ 12:54 بعد از ظهر ] [ حسن عیدزاده ]

[ ]