چند نما از طبیعت روستای بشنو(پست ثابت)

   

 

برای دیدن چند منظره از روستای بشنو به ادامه مطلب مراجعه کنید.

 

چند نمای دیگر از طبیعت و نخلستانهای روستای بشنو ( سال 93). به ادامه مطلب مراجعه کنید.

 

 

 


ادامه مطلب

[ شنبه ۱۳۹۰/۰۲/۰۳ ] [ ۱۲:۱۷ بعد از ظهر ] [ حسن عیدزاده ]

[ ]

ماراتن نافرجام 20 ساله جاده‌سازی در بشاگرد

محور ارتباطی جاسک - بشاگرد - گشمیران به طول 215 کیلومتر که از ابتدای دهه 70 عملیات احداث آن آغاز شده و اخیرا حتی به بهره‌برداری کامل نیز رسیده، دچار مشکلاتی عدیده است که هیچ نشانی از یک مسیر تازه بهره‌برداری شده ندارد.

بنا به گزارش خبرگزاری فارس از بشاگرد واقع در شرق هرمزگان، یکی از مهم‌ترین محورهای ارتباطی شرق استان که به واسطه آن شرق هرمزگان به استان کرمان وصل می‌شود، جاده جاسک - گوهران - گشمیران است که عملیات ساخت آن از ابتدای دهه 70 آغاز و سرانجام در دهه فجر سال 93 با اتمام آسفالت 15 کیلومتر باقیمانده، به دست معاون سیاسی امنیتی استاندار افتتاح گردید.

در واقع باید گفت که تکمیل پروژه جاده‌ای جاسک - گوهران - گشمیران که فقط 215 کیلومتر طول دارد نزدیک به 20 سال زمان برد تا مردم بتوانند به طور استاندارد و کامل با مشخصات تعریف شده از آن بهره‌مند شوند، و در این در حالیست که این پروژه به طور زمینی و هوایی بارها توسط روسای دولت‌های پنجم تا دهم و مسئولان دیگر مورد بازدید قرار گرفت.

این گونه انتظار می‌رفت که با افتتاح کامل این پروژه ارتباطی روند ارتباطات جاده‌ای شرق هرمزگان دچار تحول شود و از همه مهمتر شهرستان بشاگرد که تقریبا در یک بن‌بست ارتباطی گیر افتاده بود رهایی یابد که متاسفانه این اتفاق هم رخ نداد.

در شرایط استاندارد و معمول جاده‌‌ای با مشخصات جاده مورد نظر را باید بتوان در بازه زمانی دو تا سه ساعته با خودرو طی کرد، اما این در شرایطی است که برای پیمودن 45 کیلومتر از این مسیر که مابین جکدان به سمت جاسک به علت فرسایش آسفالت و وجود چاله‌های فراوان، دو ساعت زمان نیاز است.

وجود این امر موجب کندی رفت و آمد و وارد آمدن خسارات شدید به وسایل نقلیه‌ای که از این مسیر عبور و مرور می‌کنند شده، که با وجود پیگیری‌ها و مکاتبات فراوان، بهسازی این مسیر به اصطلاح تازه بهره‌برداری شده راه به جایی نبرده است.

بقیه موضوع را در ادمه مطالب دنبال کنید


ادامه مطلب

[ چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۲۶ ] [ ۱۰:۳ قبل از ظهر ] [ حسن عیدزاده ]

[ ]

خلاصه نگاهی به مشکلات وناکارآمدیها در روستاهای بشاگرد

معمولا وقتی یک شهروندی از شهر خود خارج و وارد یکی از شهرهای پیشرفته که همه امکانات رفاهی را داراست میباشد قطعا مقایسه شهر خود با آن شهر به دهنش میرسد. در همین میان اگر یک بشاگردی که طعم و مزه ی آرامش رفاهی در زندگی را چشیده و میداند که یک زندگی خوب همراه با همه امکانات رفاهی چیست بشاگرد را با دیگر شهرهای آباد و در حال توسعه و پیشرفت ایران مقایسه میکند و شاید حرف های زیای به ذهنش بیاید.

با ذهنیتی که بنده از چند سال گذشته نسبت به بشاگرد داشتم  و یکی از موضوعات که همیشه بنده به آن میپرداختم مشکل محور ارتباطی بود، محور اصلی گوهران به کشمیران که سالها به مشکلاتی مواجه بود اما این بار متوجه شدم که مشکل این محور رفع شده، البته از نظر ظاهری، و از نظر  زیربنا و استحکام پل ها  استاندار نیست و نمیتوان گفت رضایت بخش است، اما وقتی به مسیر روستانهای تیدر،بشنو،درشهر،ناشکی،بندنر، و اوهکن، رسیدم بازهم تفکرم به چند سال گذشته برگشت، جاده این روستاها همچنان خاکی و صعب العبور و ناهموار است و مردم این روستاها را با مشکلاتی مواجه کرده، مشخص نیست که این مشکل کی رفع خواهد شد، خدا میداند!

تصاویر زیر نمونه ای از مشکلات جاده ای روستاهای بشاگرد است

وضعیت اسفناک پارک های روستایی در بشاگرد

موضوعی دیگر که بسیار تاسف بار است مشکل احداث پارک های روستاییست،با توجه به اینکه بازی و شادی و تفریح در مکانهای مناسب و سالم نیاز کودکان است، اما  در روستاهای بشاگرد مشاهده میشود مکانهایی برای احداث پارک در نظر گرفته شده و بودجه آنها هم تخصیص و به دهیاریها تحویل داده شده و مثلا کارهایی انجام شده اما متاسفانه بدون امکانات بازی کودکان، و مشخص نیست آن بودجه کجا  و چگونه صرف شده !  پارکی که در یکی از روستاها مشاهده شد شاید دیدن آن برای هر کسی حرف ها و فکرهایی به ذهنش خطور کند که مشکل از کجاست، شورا و دهیار روستاها، بخش دار یا فرمانار شهرستان، و یا مسئولین استانی و کشوریٍ که به هر حال دلیل مشکل و احداث اینگونه  پارک روستایی از سوی بانیان این پروژه هاست، تصاویری که در زیز مشاهده میکنید یک پارک روستاییست، آیا احداث چنین پارک هایی در روستاها تمسخری برای کودکان روستایی نیست؟ کدام مسئول باید پاسخگوی اینگونه مشکلات باشد؟ آیا این خدمت دولت به کودکان روستایی است؟ یا خیانت و تمسخر به کودکان روستایی؟ مشاهده میشود که در چندین روستا مردم نارضایتی خود را نسبت به خدمت دهیاری ها و شوراها اعلام میکنند، یکی از دلایل اینگونه کارها در بشاگرد و روستاهای اطراف، سکوت و سادگی مردم است

 

 

موضوع بعدی، خانه هایی که برای زلزله زدگان بشاگردی ساخته شده.

بسیاری از مردم روستاهای بشاگرد از ساخت خانه هایی که ستاد بازسازی شهرستان و استان برای آنها ساخته ابراز نارضایتی میکنند و میگویند این خانه ها مشکلاتی دارند، مانند سقف و بام آنها که با ورق کار شده و مشکلاتی دیگر که در روند ساخت آنها به چشم میخورد، یکی از نمونه آن که در تصویر زیر مشاهده میکنید عدم همتراز بودن پنجره که نمای بیرونی خانه را زشت میکند. ومشکلاتی دیگر

 

موضوعی دیگر هم که این روزها زبانزد عام مردم بشاگرد شده نابسامانی و عدم استقرار ادارات کلیدی در بشاگرد،

نابسامانی و عدم استقرار صحیح و دائم بعضی ادارات در بشاگرد مشکلات زیادی را برای مردم به بار می آورد و مردم این شهرستان از این موضوع به شدت ابراز نارضایتی میکنند،

در این میان شخصی اگر برای یک کار اداری که مربوط به ادارات مذکو شود داشته باشد باید هزینه های بالایی متحمل شود تا به شهرستانهای جاسک و میناب برود در صورتی که این منطقه خود یک شهرستان است و باید تمامی ادارات در آن مستقر باشند تا مردم به راحتی بتوانند کارهای اداری خود را انجام دهند.

 

و موضوع آخر.نبود ناوگان تاکسیرانی برون شهری در مرکز شهرستان و شهر گوهران.

در شهرهای سردشت و گوهران خودروهای شخصی وجود دارد که گاها به چشم میخورد به صورت غیر قانونی و خودسرانه هم کرایه ها را افزایش میدهند و هم تعداد سرنیش را بیش از حد مجاز سوار میکنند که این هم یک بی قانونی و هم خطری برای ساکنین منطقه است.

به گفته ی یکی از شهروندان منطقه، ایشان در نوروز سال جاری به یکی از راننده های شهر گوهران تماس میگیرند که آنها را از منطقه صحرا به شهرستان میناب منتقل کند و اعلام میکنند که تعدادشان  مختص به دو خودرو یعنی8 نفر میباشند اما وقتی در شهرستان میناب پیاده میشوند یک خودرو کرایه 4 نفر را میگیرد و خودرو دیگر کرایه 5نفر  را دریافت میکند! دلیل این کار یعنی عدم نظارت .

 

 

[ چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۲۶ ] [ ۸:۴۲ قبل از ظهر ] [ حسن عیدزاده ]

[ ]

بهار آمد و برداشت گیلاس کوهی(بستل) در کوهای درابسر بشاگرد آغاز شد

هر ساله فصل بهار که می آید برداشت گیلاس کوهی یا به زبان محلی (بستل)  آغاز میشود.

درخچه ی این میوه در کوه های روستاهای درابسر بشاگرد: بشنو،درشهر، ناشکی، بیورچ، تیدر، بندنر، اوهکن ،گیمجگ، و چند روستای دیگرد رویش دارد که  محصول بسیار خوشمزه ای از آن به  دست می آید.

هرساله در فصل بهار و در اواخر فروردین برداشت این میوه آغاز میشود که ساکنین این روستاها

برای برداشت آن باید در کوه های اطراف و دور مسافت ها راه را طی کنند.

[ سه شنبه ۱۳۹۴/۰۱/۲۵ ] [ ۱۵:۴۷ بعد از ظهر ] [ حسن عیدزاده ]

[ ]

پیشاپیش سال 94 را به همه ایرانیان خصوصا بشاگردیها تبریک عرض میکنم

  یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النها     یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال

 

 

 

فرا رسیدن سال نو همیشه نوید بخش افکار نو، کردار نو و تصمیم های نو برای آینده است. آینده ای که همه امید داریم بهتر از گذشته باشد. در سال نو، ۳۶۵ روز سلامتی، شادی، پیروزی، مهر و دوستی و عشق را برای شما آرزومندم.

خدایای رحمان نوید میلاد سال نو را بر دوش نسیم بهاری گذاشت تا این امانت سبز را به رسم آغاز به خالق سپارد.حلول سال نو و تولد دوباره طبیعت، عید فرخنده و کهن نوروز باستانی را که یادگار نیاکان و پیام‌آور دوستی، عشق و محبت، با لطافت گیاه و خرمی طبیعت، و تحول به مراحل نیکوتر و برتر است


برچسب‌ها: تبریک, تبریک سال 94, بشاگرد, سال نو

[ سه شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۲۶ ] [ ۱۳:۳۱ بعد از ظهر ] [ حسن عیدزاده ]

[ ]

شرکت همیاران جنوب شرق کیش

 با استعانت از درگاه خداوند متعال شرکت همیارن جنوب شرق کیش سهامی خاص به مرکزیت جزیره کیش به مدت نامحدود با هدف سرمایه گذاری و ورود به کارهای قابل واگذاری از طریق بخش دولتی وخصوصی به صورت پیمانکاری عمرانی خدماتی پشتیبانی فضای سبزشهری بازیافت مواد ونظافت شهری وتامین نیروی انسانی متخصص وغیر متخصص واردات وصادرات ماشین الات راه سازی ومکانیزه شهری وشرکت درمناقصه های ومزایدها شرکتهای دولتی وغیر دولتی واخذ تسهیلات از بانک های خصوصی ودولتی هرگونه فعالیت در بنادر مناطق آزاد وجزایر اقماری هندورابی و فارو بزرگ وکوچک جهت افزایش وسودآوری فعالیت نمایدکه با توجه به معافیت 20ساله مالیاتی وامکان واگذاری سهام برای کلیه جنوبیها واعضای خانواده انهافراهم نموده است این شرکت علاوه بر تضمین افزایش سرمایه سهامداران که درنتیجه فعالیت مثبت شرکت می باشد امکان فروش سهام بر اساس قیمت روز که توسط شرکت براساس داریهای شرکت می باشد تضمین مینماید

 

شماره حساب شرکت همیاران جنوب شرق کیش1-9967090-4110جهت واریز خرید سهام بانک انصار

لطفا پس از واریز وجه خرید سهام فیش واریزی را به دفتر شرکت به ادرس بلوار ایران ساختمانهای اداری بندرگاه ساختمان پرسپولیس بلوک 21طبقه دوم واحد 8تحویل نماید

کارت شماره 6273811041117554 بعنوان کارت مجازی سپرده جاری حقوقی شرکت همیاران جنوب شرق کیش تخصیص داده شد. بانک انصار،بانک تمام الکترونیک... شعبه مستقل کیش

 یا جهت اطلاعات بیشتر با شماره 09179848194 امورحقوقی شرکت تماس حاصل نماید.

ارزش ریالی هرسهم درزمان پذیره نویسی فروش سهام 100.000ریال می باشد

 حداقل تعداد سهم مشارکت 100سهم به مبلغ 10.000.000ریال معادل یک میلیون تومان می باشد.

 در جهت منافع جنوبیها در کیش سهیم باشیم.

[ سه شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۲۶ ] [ ۹:۴۲ قبل از ظهر ] [ حسن عیدزاده ]

[ ]

سد جگین آیا متعلق به جاسک است یا بشاگرد؟

در طی چند روز اخیر که  زلزله ی 4 و 2 دهم ریشتری وهمزمان با بارش های شدی همراه با رعد و برق در شهرستان بشاگرد به وقوع پیوست خساراتی را به سد جگین بشاگرد وارد کرد، علت این خسارات هم ریزش سنگ از ارتفاعات مجاور سد بوده.

با گذشت چند روز از زخ داد این موضوع متوجه شدیم که جناب آقای حیدری مدیرعامل آب منطقه ای هرمزگان در اخبار استان اعلام کردند که خساراتی به سد  جگین شهرستان جاسک وارد شده ! گقتنی است که همین بیانات در بعضی از سایتها هم انتشار داده شده.

با پخش این سخنان در اخبار استان و سایتها از سوی مدیر عامل آب منطقه ای استان بسیاری از مردم خصوصا جوانان شهرستان بشاگرد ابراز نارضایتی کردند که سد جگین متعلق به شهرستان بشاگرد است و در سرزمین بشاگرد ساخته شده و چرا باید مسئولین آن را سد شهرستان جاسک اعلام کنند.

درست است که این سد در در بالادست شهرستان جاسک ساخته شده  اما درپایین دست و سرزمین بشاگرد است و متعلق به شهرستان بشاگرد میباشد و مسئولین نباید آن را جزء شهرستان جاسک نامگذاری کنند.

به نظر این گونه سخنان باعث سردرگمی  اطلاعات در اذهان عموم میشود.

رودخانه جگین یکی از نقاط دیدنی استان هرمزگان شهرستان بشاگرد در جنوب ایران است. رودخانه جگین از کوه های بشاگرد سرچشمه می گیرد و با پیوستن چند رودخانه دیگر از جمله رودخانه  های درابسر  و گوهران و دیگر روستاها و بخشها به این سد سرازیر میشود. آب این رودخانه شیرین است .


برچسب‌ها: سد جگین, بشاگرد, سد جگین بشاگرد

[ دوشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۲۵ ] [ ۸:۵۱ قبل از ظهر ] [ حسن عیدزاده ]

[ ]

نگارش

 

ابتدایی مینویسم.

مدتهاست که در خصوص عدم توسعه شهرستان تازه تاسیس بشاگرد و چگونگی برقراری نظم و عدالت در ادارات این شهرستان فکرم را مشغول کرده بود

منطقه ای که مردم  آن در دهه های اخیر قبل و بعد از انقلاب با فقر شدید و عدم وجود امکانات اولیه رفاهی در زندگی ، حتی یک جاده خاکی رنج میبردند، سختی های متفاوتی را متحمل میشدند، تا اینکه با ظهور انقلاب  و دولت انقلابی و اسلامی مردم منطقه امیدوار شدند  تا  بلکه با روی کار آمدن دولت اسلامی و برقراری عدالت فرجی برای منطقه باشد.

خلاصه میگویم:

با گذشت زمان در انقلاب اسلامی مسئولین متوجه شدند که منطقه ای در شرق استان هرمزگان و جنوب استان  کرمان با فقر شدید و محرومیت بسیار مواجه است که نیاز اساسی به حمایت دولت را دارد، در همین گیرو دار رهبر انقلاب  حضرت امام خمینی (ره) دستور داد که (به داد بشاگرد برسین) و مسولین زیربط هم اطاعت امر کردند و دست به کار شدند، در حد سرکشی به منطقه و جویای حال مردم تا اینکه شخصی به نام حاج عبدالله والی از سوی امام مامور رسیدگی به مشکلات مردم  این منطقه میشود و ایشان هم با دایر کردن کمیته امداد در یکی از روستاهای بشاگرد شروع به فعالیت میکنند.

با روی کار آمدن دولت نهم،  بشاگرد از بخش به شهرستان ارتقاء یافت و امید مردم نسبت به خدمات رسانی مطلوب و حمایت دولت به این منطقه بیشتر شد و با خود میگفتند که با شهرستان شدن منطقه ،حمایت و خدمات دولت توسعه پیدا میکند و بشاگرد سابق با آینده متفاوت خواهد بود.

از خدمات رسانی ابتدایی سال های اخیر که  بگذریم اشاره ای کلی از زمان شهرستان شدن و خدمات رسانی  و برقراری عدالت و نظم در ادارات، در حال حاضر میکنیم.

طبق شواهد، خدمات رسانی بعضی ادارات در بشاگرد اندکی ضعیف به نظر میرسد، حال مشکل از کجاست خدا میداند. یا اینکه بودجه آنها بسیار اندک است یا اینکه ضعف مدیریت وجود دارد و یا اینکه توجه خاصی از سوی مسئولین به منطقه نمیشود که بی دلیل نیست، در این میان توجه و خدمات رسانی از سوی مسئولین بومی انتظارات بیشتری میرود.

سالهاست که بشاگرد شهرستان شده اما متاسفانه مشاهده میشود که چند تا از ادارات مهم که مردم نیاز مبرم به آنها دارند در این شهرستان تا کنون مستقر نیستند و یا بعضی از ادارت که مستقر هستند با مشکلاتی چون عدم خدمات رسانی به مردم یا عدم وجود پرسنل کافی و یا به صورت تمام وقت مستقر نیستند که همین موضوع باعث سردرگمی مردم میشود و مشکلاتی را به بار می آورد.

سی و پنج سال از عمر انقلاب اسلامی میگذر و چند سال از شهرستان شدن بشاگرد، اما  در این منطقه روستاهایی وجود دارد که تا کنون جاده خاکی ندارند و اگر بعضی هم دارند  خاکی و صعب البور هستند، که رفت وآمد مردم به سختی پیش میرود، وبحثی که همیشه به آن اشاره میشود، عدم نظارت کامل مسئولین مربوطه بر روی پروژه های در حال اجراء: مانند پروژه راه سازی جاده جاسک به گوهران و کشمیران که بیش از دو دهه از آغاز کار بر روی آن میگذرد و  تاکنون به اتمام نرسیده.و همچنین شاهکار خدمات نامناسب مخابرات شهرستان با قطعی ماهانه و هفتگی خطوط همراه اول و نورتل و روستایی و خیلی از مشکلات دیگر در این شهرستان.

موضوعی دیگر هم در رابطه با انتخاب مسئولین و مدیران اداری است.

انتخاب افراد قانون مدار و عدالت پرور و تحصیل کرده و اجتماعی،دارا بودن اصول و مبانی حاکم بر نظام اداری،حاکمیت قانون بر کلیه شئون نظام، مردم گرایی،تعمیم عدالت اداری و پرهیز از هر گونه تبعیض، کاردان،دارا بودن نگرش مردمی، در رفتار خوش رو وانتقاد پذیر ومنطقی صفت، داشتن روحیه ای شاد و مثبت، برخورداری از لحن و گفتمان خوب و بسیاری از چیزهای دیگر شرط مسئولیت پذیری است.

 از نظر مردم باید کسانی در ادارات به مدیریت یا ریاست  خصوصا ادارات کلیدی  انتخاب شوند که در وحله اول مردمی باشند ودوم اینکه پیرو قانون باشند و سوم اینکه عدالتی که در ایران از آن سخن میشود به درستی اجراء کنند وکاربلد باشند،  مشکلات و کمبودهای مردم را به درستی برسی کنند واز روابط عمومی خوبی برخوردار باشند،  وجود منطق در مدیریت و مسئولیت شرط است، هر شخص اگر تحصیلات عالیه و تجربه کافی داشته باشد، اما اگر در کار و خدمات رسانی به مردم،  منطق نداشته باشد شایسته مدیریت نیست، یک مدیر یا مسئول باید از لحن و گفتمان سخن خوبی برخوردار باشد، بیان  کردن سخن، همراه با منطق در یک مقام و مسئول هم شرط است، در هر مقامی یک مسئول باید انتقاد پذیر و پاسخگوی انتقادات و اعتراضات بجا و سازنده مردم باشد، و نباید در مقابل بلافاصله واکنش منفی و حرکات ناشایستی انجام دهد که خدا نکرده باعث ایجاد کدورت و دلخوری باشد، و باید همیشه تلاش کند که از حقوق مردم دفاع کند. ، مسئولین محترم کشوری همیشه اعلام میکنند که در کشور ما آزادی بیان وجود دارد، پس هر شهروندی میتواند انتقاد و اعتراض سازنده و بجا کند و در مواقع ضرور از حقوق خود دفاع کند، اما گاها به چشم میخورد که بعضی از مسئولین این شهرستان معنی آزادی بیان و انتقاد و اعتراض را به درستی لمس نمیکنند، و فکر میکنند همه حرفها  و انتقادات و اعتراضات را مسئولین باید بیان  کنند و مردم سکوت کنند، که این یک نوع بی قاونی و بی عدالتی تلقی میشود.

به نظر بنده واکنش در مقابل هر انتقاد و اعتراض باید با  خوش رویی و خنده همراه با منطق باشد نه اینکه با خونگرمی و حرکات و سخنان ناشایست، واکنش همراه با  منطق  و خوش رویی و خنده بسیاری از کدورتها و خصومت های شخصی را هم از بین میبرد حتی دشمنی های دیرینه،  و چه بسا وقتی یک مقام و مسئول هنگامی که مشاهده میکند یک شهروند به عنوان یک منتقد و معترض در مقابل آن ایستاده چگونه باید واکنش نشان دهد، حتما باید با خون سردی و خوشرویی و خنده و با منطق برخورد و پاسخ دهد، که این نظر شخص حقیر است.

موضوعی  دیگری هم که از سالهای گذشته و قدیم تا کنون در فرهنگ مردم بشاگرد گنجانده شده،  بحث طبقات اجتماعی و یا همان اصل و نصب است که این موضوع اگر در ادارات و ارگانهایی که وظیفه آنها خدمات رسانی به مردم است کشیده شود به نظر معضلی بزرگ به وجود می آید، اگر در ادارات شهرستان از افرادی که  همیشه صحبت از طبقات اجتماعی و ادعای اصل و نصب میکنند استفاده شود قانون و عدالت برقرار نمیشود، چون این مشکل در منطقه بشاگرد وجود دارد، نباید در بحث سمت و خدمات دهی در ادارات، صحبت از طبقات اجتماعی باشد، حال مسئول از هر طبقه ای باشد موظف به برقراری عدالت و قانون در آن ادراه و خدمات دهی به مردم است، ارباب رجوعی که برای پیگیری مشکلات خود به ادارات مراجعه میکنند حال از هر طبقه اجتماعی باشند باید به صورت یکسان و قانونی وبدون تبعیض همراه با عدالت خدمات دهی باشند. مسئولیت اصل و نصب نمشناسد، عدالت، منطق و قانون میشناسد، در اینجا لازم به ذکر است: که این یک فرهنگ بسیار اشتباه و غلطی در گذشته ی مردم بشاگرد بوده که امروزه اکثر جوانان منطقه به آن اعتقادی ندارند و میگویند هر کس با تقواتر باشد نزد خدا عزیزتر است و خداوند طبقات اجتماعی را تعین نکرده همه بنده خدا و یکسان هستیم..

آزادی بیان یعنی، انتقاد، اعتراض بجا و سازنده و دفاع از حق و حقوق شهروندی خود.


برچسب‌ها: عدالت, قانون مداری, طبقات اجتماعی, بی عدالتی, بشاگرد

[ شنبه ۱۳۹۳/۱۱/۰۴ ] [ ۹:۵ قبل از ظهر ] [ حسن عیدزاده ]

[ ]

تصاویری جدید از طبیعت بکر روستای بشنو

[ یکشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۱۴ ] [ ۱۴:۱۹ بعد از ظهر ] [ حسن عیدزاده ]

[ ]

گلایه یک بشاگردی از دولت، مسئولین بشاگرد، و مردم سیریک

گزارشی که خبرگزاری فارس در تاریخ 6/10/93  در مورد مهاجرات اهالی دو روستای داربست بالا و پایین به شهر سیریک منتشر کردند،اینگونه بیان شده.

آقای دادعلی زاده عضو شورای شهر سردشت بشاگرد توضیحاتی در این خصوص دادند که به این شرح است: مهاجرت این افراد از سر ناچاری و نبود امکانات اولیه رفاهی در زندگی بوده و هیچ گونه جنبه مذهبی، سیاسی نداشته است.

ایشان در ادامه یادآور شدند که  از طرفی این روستاها که جزء بخش مرکزی شهرستان بشاگرد هستند هیچ راه دسترسی مستقیم به شهرستان بشاگرد ندارند و اگر فردی از اهالی این دوروستا بخواهد به  شهرستان بشاگرد بیاید باید مسیر شهرستانهای سیریک میناب بشاگرد و یا سیریک جاسک بشاگرد را طی کند.

دادعلی زاده افزود:  فاصله چند 100کیلومتری و صعب العبور بودن این دو روستا عملا بحث خدمات رسانی به این دو روستا را به مشکل مواجه کرده و به نحوی که بعد از 35 سال از گذشت انقلاب اسلامی حتی برخی از امکانات اولیه در این روستاها وجود ندارد.

اهالی و شوراهای اسلامی این دو روستا پیگیریهای فراوانی با فرماندار و بخشدار شهر سیریک برای الحاق روستاها به این شهر انجام دادند که موفق نشدند.

همان طور که این خبر در خبرگزاری ها و سایتها منتشر شد، تلاش کردیم که اطلاعات بیشتری را در این خصوص و دلیل مهاجرت از خود ساکنین این روستا تهیه کنیم و موفق شدیم که پای دردو دل یکی از آن عزیزان بشینیم.

آقای زارعی یکی از ساکنین این دوروستا که خود جزء افراد مهاجر و کوچ کننده است موضوع را اینگونه بیان میکند.

 زارعی میگوید ما در سالهای دور و دراز بعد از انقلاب اسلامی تا کنون هیچ گونه امکانات اولیه رفاهی در زندگی از سوی دولتها بهره مند نشدیم و رنج ها و سختیهای فراوانی را متحمل شده ایم و امیدوار بودیم که دولت های محترم انقلابی همان طور که امام خمینی (ره) اعلام کردند به داد بشاگرد برسید به داد ما برسند اما متاسفانه هیچ توجهی به مشکلات پیش روی ما نشد و ما همچنان با این مشکلات مواجه بودیم.

زارعی افزود پیگیریهای فراوانی را برای رفع مشکلات خود با استانداری و حتی مسئولین مربوطه در شهرستان بشاگرد انجام دادیم که متاسفانه پاسخ مثبتی نگرفتیم، همچنین مکاتبات زیادی هم با مسئولین شهر سیریک برای الحاق روستاها به این شهر انجام شد که باز هم جوابی گرفته نشد،و فقط مشاهده میکردیم که مردم همه شهرها و روستاها در حال پیشرفت و آبادانی هستند و ما همچنان عقب هستیم و بر این فکر بودیم که آینده فرزندان ما چگونه باشد آیا به همین روال پیش میرند یا خیر.

ایشان میگوید با گذشت این همه سال انتظار، و با داشتن انبوهی از مشکلات پیش رو اعم از رفاهی،اقتصادی،اجتماعی، ووو تصمیم گرفتیم که به صورت خود جوش به شهر سیریک مهاجرت کنیم و کوچ خود را آغاز  و در یک کیلومتری شهر سیریک کپرهای خود را برپا کردیم و با گذشت یک روز به شهروندان سیریکی خبر میرسد و آنها هم نارضایتی خود را اعلام و تصمیم بر تجمع و ایستادگی در مقابل ما گرفته بودند تا اجازه ندهند ما در این شهر سکونت داشته باشیم.یک روز در اول صبح مشاهده کردیم که مردم شهر سیریک از هر طرف به محل اسکان ما می آیند تا اعتراض خود را اعلام و ما را از شهر بیرون برانند که با ایستادگی مامورین امنیتی این تجمع پایان یافت، ناگفته نماند که با تجمعی که صورت گرفت دو تا از کپرهای ساخته شده مارو خراب و یکی را آتش زدند.

زارعی در ادامه گلایه  زیادی از شهروندان سیریکی داشت که اینگونه بیان کردند، ما از مردم سیریک انتظارات بیشتر از این داشتیم وفکر میکردیم شاید اجازه دهند در گوشه از شهر سیریک سکونت داشته باشیم، چرا که طبق گفته های قدیمیها، پدران  ما در قدیم با مردم سیریک رفاقت و دوستی صمیمی با هم داشتند و همیشه ما برای آنها خرما میدادیم و آنها در مقابل برای ما ماهی خشک و مواد خوراکی دیگر میدادند که در این میان رفاقت خوبی بین آنها گره خورده بود و ما فکر نمیکردیم آنان با کوچ کردن ما از بشاگرد به سیریک مخالفت کنند و اینطور با بیرحمی با من برخورد کنند. کوچ کردن ما از روی ناچاری بود و هیچ چاره ای دیگری نداشتیم که دلیلش هم مشخص بود،نبود هیچ گونه امکانات اولیه رفاهی در زندگی حتی یک جاده خاکی! به نظر این گونه برخوردها دور از منطق است.

ایشان میگوید ما نمیخواستیم شهر سیریک را  تصرف کنیم یا خدای نکرده به مذهب آنها خدشه ای وارد کنیم، از قدیم گفتند عیسی به دین خود موسی به دین خود، اما متاسفانه ما از برخوردی که ساکنین شهر سیریک با ما کردند بسیار گلایه مندیم و انتظار نداشتیم اینگونه با ما برخورد کنند و بعضی از کلمات را به زبان آورند.

ایشان در ادامه افزودند که مخالفت مردم سیریک و اجازه ندان سکونت ما به آنجا نیازی به تجمع و تفرقه افکنی و ایجاد کدورت نبود آنها میتوانستند این موضوع را از طریق فرمانداری یا بخشداری یا مسئولین دیگر رفع کنند.

گلایه دوم از دولت است، چرا که دولت ها همیشه شعار محرومیت زدایی سر میدادند خصوصا در مناطق محروم و بشاگرد،برخی از مسئولین میگفتند که ما روستایی نداریم که بدون جاده و آب و برق باشد اما حقیقت نداشت.

گلایه سوم از مسئولین شهرستان بشاگرد است، که به داد ما و فرزندان ما نرسیدند تا ما مجبور شدیم از روستاهای خود کوچ کنیم.

.

جای تاسف دارد که با گذشت بیش از 35 سال از عمر انقلاب اسلامی و با شعارهایی که مسئولین محترم خصوصا در این دولت تدبیر و امید میدهند تاکنون چنین مشکلاتی در کشور وجود داشته باشد.

[ سه شنبه ۱۳۹۳/۱۰/۰۹ ] [ ۱۹:۵۲ بعد از ظهر ] [ حسن عیدزاده ]

[ ]

دانش آموزان بشاگردی مسموم، اما همه چیز آرام است!

بالاخره سم شیر رایگان مدارس به جان کودکان بشاگردی هم رسید

چهارشنبه 3/10/93 بود که باخبر شدیم تعداد 18 یا 30 نفر از دانش آموزان مدرسه نصر شهر سردشت بشاگرد به علت استفاده از شیر رایگان در مدرسه مسموم شدند.

در خبرگزاری مهر تعداد نفرات مسموم شده را 18 نفر اعلام کردند که از 9 نفر آنها نمونه برداری انجام شده  و برای درمان آنها بلافاصله اقداماتی صورت گرفته.

یکی از سایت های خبری بشاگرد موضوع را اینگونه منتشر کردند که: 30 نفر از دانش آموزان مدرسه ابتدایی نصر شهر سردشت با نوشیدن شیر رایگان دچار مسمومیت و راهی بیمارستان شدند.

این سایت خبری در مطالب خود آورده که برخی از دانش آموزان که برای درمان به بیمارستان بقیه الله اعظم (عج) بشاگرد اعزام شدند و دلیل مسمومیت را نوشیدن شیر اعلام کردند.

جالب اینجاست که رئیس آموزش و پرورش هم حاضر به مصاحبه و پاسخگویی با خبرنگاران نشده.

اگر این مشکل در مدارس دیگری از شهرهای کشور بود آیا مسئولین تاکنون اینکونه سکوت میکردند و همه چیز را آرام میدیدند؟!

نه مسئولین آموزش و پرورش و نه کمیته شیر مدارس استان و مسئولین مربوطه دیگر.

[ شنبه ۱۳۹۳/۱۰/۰۶ ] [ ۱۲:۱۳ بعد از ظهر ] [ حسن عیدزاده ]

[ ]

متن ارسالی از یک شهروند بشاگردی

ناگفته های یک معلم بشاگردی.

 

سمیه: سمیه دختری که از همه دانش آموزان جسه ای ریزتری داشت، کلاس اول بود، و همانند اغلب کودکان بشاگردی از سوء تغذیه رنج میبرد و لاغر شده بود، از روزی که در مدرسه تغذیه و شیر رایگان توذیع میکردیم جوری دیگر شده بود، پس از چند روز توجه فهمیدم که سمیه کوچلو شیر و بسکویتش را در مدرسه نمیخوره و آن را به خانه میبرد، به رغم اینکه این کار را ممنوع کرده بودم.

آن روز با بی رحمی تمام سمیه را زیر بمباران شرح اهداف توزیع شیر رایگان در کشور گرفتم و نشستم و حسابی  باهاش حرف زدم  که باید شیر بخورد تا کلسیم بدنش تامین شود و دندان هایش و....

بالاخره مجبورش کردم که سهمیه شیر آن روزش را همانجا در جلوی من و دانش آموزان بخورد ، سمیه پاکت شیر سه گوش را برداشت و شروع به خوردن کرد ولی بعد از خوردن زورکی شیر، گریه و گریه می کرد از ته دل با نگرانی.

با دلجویی و ملاطفت علت گریه اش را پرسیدم که با تلاش فراوان بند دل کوچکش را باز کرد که برادری 8ماهه دارم ولی مادرم شیر ندارد که روزهای قبل همین پاکت شیر برای یک روزش کافی بود و از گرسنگی گریه نمی کرد اما امروز هیچ ،برادرم تا فردا گرسنه می ماند و مادرم هم شیر ندارد و در روستا دیگر شیر هم نیست.

یاد ندارم که حرفهای سمیه تمام شده یا نشده بود که هم گریه امانم نمی داد آن روز به خود و اهداف توزیع شیر و حسابی گفتم

دیگر شیر رایگان از گلویم پایین نمی رفت تا شیر در اهدافش که توزیع بود برسد .

آن روز یکی از بهترین تصمیمات را گرفتم و پاکت شیر روزانه سهمیه خود را به سمیه دادم که  به برادرش ببرد و روزها دیگر پاکت سهمیه شیر خودش را بخورد.

الان چندسالی است که به لطف و کرم دولت تدبیر امید آن تغذیه رایگان حذف شده و فقط شیر آن مانده آن هم بدون یال و کوپال

اما سالیان گذشته نحوه ی توزیع شیر در مناطق محروم و دور افتاده بسیار ضعیف و اوضاعی نامناسب داشت که گاها در رسانه ها از نرسیدن شیر رایگان به مدارس دور افتاده و شرق هرمزگان به صراحتا می گفتند

اما امسال شیر به بشاگرد نرسیده برای کودکان بشاگرد زهر شد و کودکان بشاگرد بنا به دلیلی واجب واهی از این شیر محروم شده اند

حالا من مانده ام که اوضاع سمیه ها و برادرش چگونه است،

[ شنبه ۱۳۹۳/۱۰/۰۶ ] [ ۱۱:۴۲ قبل از ظهر ] [ حسن عیدزاده ]

[ ]